بین به جای تو چقـدر تنهایی ام را محکم بغـل کرده ام

باز هـم شب شـده و من و تنهایی ام درآغـوش هـم به تیک تاک ساعـت گوش می دهـیم تا خوابمان ببرد . _ببین به جای تو چقـدر تنهایی ام را محکم بغـل کرده ام ، شاید حـسودیت شـود ..._
ته دلم یا شاید گلـویم چیزی فـشرده می شـود و .... آخ چه دردی ... و اشک هایم باز بی حیا شده اند ....
تیک تاک ... تیک تاک ...
گذر این ثانیه های لعنتی دیوانه ام میکند ...
من که تقـویم و ساعت و روزشمارو هر چه را که این بی تو بودن ها را به رخ دلـتنگی هایم می کشاند به بیرون از اتاقم تبعید کرده ام ، پس این صدای تیک تاک از کجاست ؟!!!
دیگر سراغی از تقویمم _ همان که پر از خط خوردگی بود _ نمی گیرم !
همان که هر شب ، روز هایش را خط می زدم و می خندیدم و می گفتم "هی ! نگاه کن ، من هنوز هـستم ، ببین با چه توانی تمام شدنت را به نظاره نشـسته ام ."
خط میزدم و خوشحال بودم ، بدون هـیچ رد پایی از دلمردگی ...!
امشب اما انگار پیر شده ام هم نفـس ، در گـذر تمام این ثانیه ها ! چقدر خـسته ام از این روزها و شب ها که هی می آیند و می روند ، امّا کم نمی شوند...
با تو بودن رؤیای شـیرینی بود که گذشت یا بی تو بودن کابوسی تلخ است که تمام نمی شود ؟!
همیشه به گوشم خوانده اند "این نیز بگذرد "پس چرا برای من "این نیز نمی گذرد" شـده این روز هایی بی تو بودن ...
مدادم ته کشید از خط زدن نبودن هایت و تو هـنوز هم نیا مـده ای !
تیک ...تاک...
ثانیه ها هم شاخ شده اند برای من ، ببین چگونه بر بی تابی های من می رقـصند ...
انگار ...نبودنت ملودیه رقص ثانیه ها شده ...
تیک ...تاک

پ.ن: چه روزای بدی ، من گم شدم ، کی دست منو از تو دستای گرمت بیرون کشید ؟؟؟
حالا دیگه اینجا بین این همه آدم من تنهای تنهام ...
حالا دیگه هیچی از من و دوست داشتنم نمونده!!!
کِی از لحظه لحظه های زندگیم جدا شدی؟؟؟!!!

من که همیشه حواسم به تو و فقط تو بود ...
از حال این روزهایم خبر داری یا نه ؟؟؟
کی منو از تو جدا کرد ؟؟؟
مگه من یکی یه دونه ات نبودم ؟؟؟ تنهای تورو کی پر کرده؟؟؟
مگه همیشه نگفتی من تو قلبتم ؟؟؟ قلب تو سرد شده یا منو از قلبت گذاشتی بیرون؟؟؟